قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
2
خلاصة التواريخ ( فارسى )
لما خلقت الافلاك » مطرز شده و تحفهء تحيات برگزيدهاى « 1 » را لايق كه يرليغ رفيعش به آيهء « اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا » « 2 » موشح گشته . شعر « 3 » : طراز خاتمت نقش نگينش * كليد نه فلك در آستينش گهش آهو سخن گويد گهش شير * گهش حجت زبان و گاه شمشير « 4 » صاحب خلوت لى مع اللّه ، سرور مقربان درگاه ، قل للذين [ يرجون ] شفاعة احمد صلوا « 5 » عليه و سلموا تسليما . و بعد از او بر پادشاه تخت امامت ، مالك ملك ولايت ، صدر مسند « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ « 6 » » صاحب منصب « وال من والاه « 7 » » ، چراغ افروز صومعهء انا و على من نور واحد ، خرمن سوز كل شيطان مارد ، ممدوح به سورهء كريمه « هل اتى » موصوف [ 1 ] به خطاب انت منى بمنزلة هارون من « 8 » موسى « 9 » . اى پادشه تخت امامت به كمال * تعريف و مديح تو نگنجد به خيال وصف تو چه حد كس كه اوصاف ترا * فرمود خداوند تبارك و تعال و برائمهء معصومين صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين « 10 » . سر هر نسخه را رواح « 11 » فزاى * نامشان است بعد نام خداى ذكرشان سابق است در افواه * بر همه خلق بعد ذكر اللّه « 12 » جدشان را به مسند تمكين * خاتم الانبياست نقش نگين گر بپرسد زآسمان بالفرض * سايلى من خيار اهل الارض به زبان كواكب و انجم * هيچ لفظى نيايد الاهم و بعد « 13 » ، محرر و راقم اين فقرات و عبارات و جامع و مدون « 14 » اين فهرست و مقالات ، بندهء « 15 » خالق غنى مغنى ، قاضى احمد بن * شرف الدين حسين الحسينى الشهير به مير منشى القمى بلغهما اللّه الى غاية ما يتمناهما و جعل عقبا هما « 16 » خيرا « 17 » من دنياهما ، كه نسبتى ناقص از خود به مورخان مىدهد به خاطر فاتر رسانيد كه نسخهاى تازه در تاريخ سلطنت و پادشاهى سلاطين
--> ( 1 ) - ب : از اينجا تا آخر صفحه 5 نسخه « ب » به علت افتادگى با متن اصلى مقابله نشد ( 2 ) - سوره 2 آيه 130 ( 3 ) - ن : بيت ( 4 ) - ن : مصرع محو شده است ( 5 ) - ن : صلو عليه و شاه تخت ( 6 ) - سوره 5 آيه 55 ( 7 ) - ن : « وال من والاه » محو شده است ( 8 ) - ن : و ( 9 ) - ن : بيت ( 10 ) - ن : بيت ( 11 ) - ن : رواجفزا ( 12 ) - ن : إله ( 13 ) - ن : « و بعد » ندارد ( 14 ) - ن : مدن ( 15 ) - ن : نيك ( 16 ) - ن : ناخواناست ( 17 ) - ن : خير آمن